اگر کسی ديونت بود ..عاشقش باش .

اگر عاشقت بود دوستش داشته باش ..

اگر دوستت داشت به اون علاقه نشون بده ..

اگه بهت علاقه نشون داد فقط يک لبخند بزن ..

اين طوری اگه يک وقت‌خسته شد و یک پله جاماندتازه می‌شين مثل هم

*********************************

ميخواستم با نفسهای تو . برای شعرهايم ترانه ای بسازم

ميخواستم با نگاه تو به تماشای دميا بشينم

ميخواستم دستهای تو به من صداقت هديه کنه

خيالی بود

خوابی بود

که عصر يک روز بارانی سراغم آمده بود

تو زلالی چشمانم را با ابرهای نفرت پوشاندی

تو آرامش دروازه های قلبم را با نفرت به ويرانه کشاندی

من و تو

با نفرت يک ورق از دفتر زندگيمان را سياه کرديم

***********************

شادزيو مهرافزون بی من