سلام . به همه شما دوستای خوبم .

پرشين هم به اميد خدا درست شد . ولی بيشتر دوست دارم برم ديگه توی سايت . خاطرات قشنگی اينجا داشتم و دارم . ولی بد نشيد به سايت هم سری بزنيد . تا وقتی تغيير و تحولاتشو ديديد نظر بديد . ( به اميد اونروز)

دوست دارم . توی اين دنيای قشنگ خودم . با دنيای عزيز هم قلم بشم . دوست دارم . اينجا هر روز آپ ديت بشه و به روز نيگهش دارم . و ديدم چه قدر قشنگه با اين دوست خوبم همکار بشم . . ژس مثل هميشه منتظر نظرهای قشنگتون . هستيم .

تصميم گرفتم اينجا با عزيز خوبی که قبلا با شما آشناش کردم . رو معرفی کنم

اون کسی نيست . جز دوست مهربون من . >>>> دنيا <<<<

تا اينجا با من بوديد . حالا با دنيا باشيد.............

 

شايد برای شما خيلی عجيب باشه ...........که منو اينجا می بينيد..........

من دنيا هستم....همون کسی که هميشه يگانه عزيزم لطف می کرد و نو شته هامو

توی وبلاگ قشنگش می نوشت...

ما جرای اشنايی ما خيلی عجيب وجالب بود................

شايد قسمت اين بوده که توی بدترين روز های زندگيم...بهترين ها پيدا بشه...

يگانه نازنيم.......به خاطر همه چی ازت ممنومنم..............(دنيا)

نوشته زير را بخونيد.............اغاز قصه ماست..........

اميدوارم شما دوستان خوب...باز مثل هميشه همراه ما باشيد.

نميدانم اين قصه از كجا شروع شد.

از تنهايي من يا دلتنگي هاي تو.

ولي شروع شد.

من و تو دو خط موازي.

پا به پاي هم  دويديم.

براي رسيدن به يك دشت شقايق.

براي ديدن اسمان ابي.

براي داشتن شبهاي مهتابي.

شمردن ستاره هاي زندگي.

هر شب به انتظارچراغ روشن تو

همراه عقربه هاي ساعت اتاقم.از روي ثانيه ها گذشتم.

هم كلام..هم صحبت  ...همدم در شب هاي سكوت

گريه كرديم با هم در دو سوي پنجره.

پنجره هايي دور از هم ولي روبروي هم.

خط موازي من.

نقطه تقاطع من وتو.

كلام بي رياي قلب ماست.

***************************************

بعضی وقتها دروغ قشنگه

صدای تو بود...........مرا میبرد به اوج بودن صدای تو بود ...

.مرا میبرد به جشن شاپرکها به باغی پر از شقایق

صدای تو ......دیوار یخی سکوت مرا در غربت میشکست

شبهای پر غصه ام با لالایی تو به پیشواز صبح میرفت

 روزهای خود در گیری من با نفسهای تو............... میشکست

دل گرفته من . ای هم صدای.هم قفس.....

 هنوز به انتظار روزها را ورق میزنم .............................دنیا

********************** سلام . چند روزیه این پرشین حسابی قاط زده . منم کاسه و کوزمو جمع کردم فعلا نصفه نیمه اومدم اینجا ببینم . چی میشه اینقدر دوستای خوب دارم و همشون بهم اظهار لطف میکنن که خودم . خیلی وقتها کم میارم . کم میارم که میبینم بابا اینهمه مهربون خدا برام ریخته و من نمیتونم جواب هیچ کدومشونو بدم ................. وای که دارم . دق میکنم . بابا یه لقمه نفس........... به خدا دارم . دق میکنم ............. .تا حالا شده یکی یه رو خیلی دوست داشته باشی و بشینی پای حرفاش . مثل دیووونه ها . همه هم . غم زندگیتو بزاری برای اینکه بتونی غمشو ازش بگیری/؟شده مرگ من؟میسازیش اونو توی ذهن خودت و میگی این دوست منه . و با این سرنوشت . هیچ عکسی هم ازش ندیدی و نمیشناسیش . خودت داری ازش تصور میبافی .یه دفعه وقتی فکر زندگیش و آیندش داره خفه میکنه آدمو . ....یه دفعه بیاد بگه . من بهت دروغ گفتم . من این نیستم . اون اسمی که باهاش اینقدر صمیمی شدی رو بنداز دور؟واااااااااای . بابا به کی بگم؟به کی بگم که من دوست دارم دروغ بشنوم . دوست دارم . توی رویای خودم باشم . دوست دارم خودم با دروغ زندگی کنم . میاد میگه اونو که خوندی دروغ بود . در جالیکه چه قدر اون نوشته رو خوندی و بارها و بارها اشک ریختییییییییییییییییییی. خداااااااااااااااااااااا.بعضی وقتها دروغها چه قدر شیرینن . و راست گفتن چه عذابی میده به آدم ..............وللللللللللللللللللللللللللللی دیوونه هنوزم دوست دارم . بیشتر از اون موقع بازم دلم برای دیدنت پر میکشه . بازم غصتو میخورم . بازم نگرانتم . ولی کاش باهام اینجوری بازی نمیکردی .......دیوووووونه . بهم وقت بده خودمو پیدا کنم................ ای خدا چرا واقعا با بنده هات اینجوری میکنی؟چرا؟چرا بعضی هامونو زیاد دوست نداری؟چرا جفتهای زندگیمونو اینجوری انتخاب میکنی؟مگه نمیگی هیچ برگی به زمین نمیریزه تا تو نخوای؟پس چرا؟پس چرا باهامون اینجوری میکنی؟چرا هر کسی که برای زنش و مردش زیاد مایه از جونش بزاره . باید تباه بشه؟..خدا اون بابا نشستی . مرگ من چه میکنی؟چرا اینهمه غم توی دل این عاشقای خودت میزاری؟با هر کی حرف میزنی . یا افسردس . یا میشه . یا میخواد خودشو بکشه . یا ..........هزار جور دیگه . آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینا جووونای آینده هستن . اینا باید دنیا رو بگردونن . یه پیشنهاد دارم برای دخترای مهربون . که باهام دوستن ببین . زمانی خوبی که محیط خونه رو شاد کنی؟ زمانی خوبی که ...تو باشی که غم تو دل خونواده نزاری بره . تو بخند و تو جوک بگو . و تو برقص . تو شاد باش . من اینو قبول ندارم که . خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است .....من اینو دوپنی قبول ندارم . بابا نشونه خوشحالی خندست . و این جمله رو قبول میکنم که ...بخند تا دنیا بهت بخنده ...............بابا . اینهمه مینویسم . برای کسی بمیر که برات تب کنه . چه دخترا و چه پسرا!فرقی نداره . مممممن فقط اینو میدونم که توی هر خونه ای اگه یه لب خندون باشه . اون خونواده افسردگی نمیگیره ............ خصوصی :::::: امشب عجیب دلم هوس صدی خانمو کرده . ای خدا روحش شاد ......امروز یه کم قاط زدم . یه کم سر شب با عمو حرف زدم و خونه . حالم بهتر شد . ولی عجیب دلم هوای اون خدابیامرزو کردهههههههههههههههه. مردن هیشکی اندازه اون منو آتیش نزد ........خداااااااا ۵ سال گذشت ولی انگار همین امروز گفتن . بهم . واییییییییییییی بددترین روز عمرم اون روز بود.........نمیدونم . نمیدونم چی بود.؟همسایه؟مادر بزرگ؟مادر؟خواهر؟خاله؟عمه؟نمیدوووووووونم . ولی همه چیز بود برام . دوسش داشتم .. خیلیییییییییی همسشه میگفت . : فروغییییییییی . بخند . وقتی میخندی از ته دل بخند با صدای بلند . تا غم از دلت بره . .......... ..دیگه نمیتونم بنویسم شاد باشید

 

انه جوانبخت  اين رو اضافه کنم که قدر تو رو کسانی ميدونن که برات زحمت کشيده باشن،‌ پدر و مادر در وحله اول. جای اونا رو دوستی با ديگران نمی گيره. موفق باشی.  ۱۳۸۳/۰۹/۲۵
۰۱:۰۷ 
ويرايش حذف
ترانه جوانبخت  سلام. چقدر خوبه که آدم يه نفر همدم خوب و مهربون داشته باشه که بهش اميد بده، شادش کنه و چقدر سخته که اون همدم رو از دست بده. يگانه مهربون، برات آرزوی همدلی با کسانی رو دارم که قدرت رو بدونن. باز هم پيشم بيا.   ۱۳۸۳/۰۹/۲۵
۰۱:۰۵ 
ويرايش حذف
مازيار نيستانی  و.../چرا سر نميزنی؟....  ۱۳۸۳/۰۹/۲۴
۰۵:۳۸ 
ويرايش حذف
حاج حميد  سلام. اولين باريست که مهمان وبلاگ شما شدم. آدرس شما را از طريق کامنتتان در وبلاگ مامانی هستی يافتم و پس از خوندن مطلبتون بر خودم وظيفه ديدم که ضمن حضور در وبلاگتان از اين همه محبت و ابراز لطف صميمانه تشکر کنم. باور کنيد در مقابل اين همه لطف و محبت شما و ديگر دوستان چيزی برای گفتن ندارم جز اظهار شرمندگی. چرا که بر اين باورم قلمم ناتوانتر و زبانم قاصر تر از آن است که بتواند پاسخگوی لطف و محبت عزيزان بزرگوارم باشد...انشالله همیشه و همواره در ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) موفق و سر بلند باشید..صحت و سلامتی شما آرزوی ماست. خدا نگهدار و التماس دعا   ۱۳۸۳/۰۹/۲۳
۲۱:۵۷ 
ويرايش حذف
خاطره  ببين يگانه اگه اينجا رو آپ نکنی خودتو آپ می کنم بسه آبروشو بردی بدبختو اونی که يه دروغ گفت و يه غلطی کرد قرررررررررررررررررررررربونت برم ديشب مثل خرس خوابم برد اما امروز می زنگم. فدات  ۱۳۸۳/۰۹/۲۳
۱۲:۵۴ 
ويرايش حذف
علی  نازنينم ما به تو جوانی داده ايم با جوانان ناز می کنی با ما ديگر چرا؟/ نا اميدانه زدم تکيه بر ديوار ز حسرت/ نا اميدی نکشيدی که بدانی چه کشيدم/ مستی را بهانه کردم و گريستم تا ندانند که ديوانه کيستم/ ستاره در هوا نقش زمين خودم انگشتر و يارم نگين/ خداوندا نگهدار نگين باش که يار اول و آخرم همينه/ دلا ديدی چه کردند خوب رويان شکستن بی سبب آن عهد و پيمان/ در اول قول دادند و عهد بستند در آخر هر دو را با هم شکستن/ آنقدر برايم عزيز و نازنينی که هنگام وداع ترسم آيد به دست خدا بسپارمت/ مطمئن باش که يادت نرود از دل من/ مگر آنکه روزی در خاک شود منزل من/ تو را شش دريا دوست دارم تو را چون باغ و صحرا دوست دارم/ زندگی آب روان است و می گذرد/ دوستی آتش جان است و گران می گذرد/ هر که شد ديوانه زنجيری به پايش می زنند/ عشق را نازم که بی زنجير می دارد مرا//..سلام..خوبید؟جمله های زیبایی بودن که گلچین کردم و امیدوارم مورد پسندتون قرار بگیره..موفق باشی   ۱۳۸۳/۰۹/۲۳
۰۳:۱۸ 
ويرايش حذف
بهرام  کوفت ...ديونه داشتم کلاس ميذاشتم ...پاک ابروی منو بردی ...نمی تونی دندون روی جيگر بزاری ...بگی افرين پسر باهو ش گلم...چقدر تو خری دختر  ۱۳۸۳/۰۹/۲۲
۲۱:۰۱ 
ويرايش حذف
بامزی  سلام من ديگه نت نميام وب هم ديگه تعطيل شد . من برای شما در ايران سن گذاشم چند روز ديگه پسوردش رو هم ميدم حودتون آبديت کنيد   ۱۳۸۳/۰۹/۲۲
۲۰:۳۰ 
ويرايش حذف
من گذشته من  سلام به بهترين خواهردنيا خوبی من نميدونم چندميم ولی ممنونکه سرزد يواز زحمات يکسالت مممنون  ۱۳۸۳/۰۹/۲۲
۰۴:۲۶ 
ويرايش حذف
من گذشته من  سلام به بهترين خواهردنيا خوبی من نميدونم چندميم ولی ممنونکه سرزد يواز زحمات يکسالت مممنون  ۱۳۸۳/۰۹/۲۲
۰۴:۲۱ 
ويرايش حذف
خاطره  يگاااااااااااااااااااااااانه من آنلاينم تو چرا هيچوقت منو نداری؟ رفتن؟  ۱۳۸۳/۰۹/۲۲
۰۳:۱۷ 
ويرايش حذف
خاطره  يگانه يگانه خوبم دارم داغون ميشم نيستی تلفنو جواب نميدی از روز و حالت بی خبرم و از روزگار گند من بی خبری. يگانه بيا که دنيا داره تو سرم آوار ميشه يگانه هيچی اينجا نگم بهتره فقط منتظرتم.  ۱۳۸۳/۰۹/۲۱
۲۰:۲۵ 
ويرايش حذف
مادر خانمی  سلام.................... حالا ما گفتيم دعوتت نمی کنيم بيای بخونی چون دوست نداشتم با خوندن اون اپديت دلت بگيره تو هم چه بچه حرف گوش کنی شدی!!!!!!!!!!!! يکی طلبت ها................اين متنتو هم خوندم..... با ۸۰ درصدش موافقم..........می دونی که من هميشه بايد يک کم مخالفت هم بکنم!  ۱۳۸۳/۰۹/۲۰
۰۷:۲۴ 
ويرايش حذف
کسی که مثل هیچکس نیست  سلام عزيزم بخند که دنيا به رويت بخندد که عمريست نخنديده ام به روز شد رسيديد سربزنيد فعلن ياحق  ۱۳۸۳/۰۹/۱۹
۲۳:۴۴ 
ويرايش حذف
انجل  هرگاه بتوانم بعد از هر شکست لبخند بزنم شجاع خواهم بود.حیف نمی تونم. ممنون که به من سر می زنی.آپديت کردی خبرم کن. منم آپديتم. منتظر حضورت هستم.   ۱۳۸۳/۰۹/۱۹
۱۵:۰۲ 
ويرايش حذف
سينود  سلام يگانه جان !سايت زيبا وخوبی داری...من و هر وقت که آپ کردی با خبر کن...قلمت پر جوهر.  ۱۳۸۳/۰۹/۱۹
۰۸:۳۴ 
ويرايش حذف
مازيار نيستانی  سلام با يک خبر داغ به روزم حتما حتما سر بزن  ۱۳۸۳/۰۹/۱۹
۰۷:۳۰ 
ويرايش حذف
محمد ( آقا )   مگه ميشه يه پرنده بمونه بي آبو دونه مگه ميشه که قناري توي بغز آواز بخونه اگه تو بري ز پيشم من همون ستاره ميشم که تو هفتا آسمونم نمي خوام بي تو بمونم مگه ميشه ماهيا رو بگيريم از آب چشمه يا گلاي باغ عشقو بزاريم يه عمري تشنه اگه تو بري ز پيشم من همون ماهيه ميشم که بدون آبو دريا ميميرم بي کسو تنها مگه ميشه گلدونا رو بزاريم تو حسرت آب يا شب قشنگ عاشق بمونه بي نور مهتاب اگه بري ز پيشم من همون گلدونه ميشم که واسه يه قطره آب ميکشم حسرت توي خواب مگه ميشه يه پرنده بمونه بي آبو دونه اگه تو بري ز پيشم من همون قناري ميشم که تو بغز و گريه هاشم ميگه ميخوام با تو باشم مگه ميشه که ستاره توي آسمون نباشه يگلي به خاطراتم عطر ياد تو نپاشه   ۱۳۸۳/۰۹/۱۹
۰۵:۳۵ 
ويرايش حذف
raha561  خواستم بگم شنيدن دروغهای قشنگ حتی اگه بدونی دروغه گاهی اوقات خيلی اروم ميکنه ادما رو...و اين نميدونم خوبه يا بد؟  ۱۳۸۳/۰۹/۱۹
۰۴:۴۰ 
ويرايش حذف
kasra  ارادت ...  ۱۳۸۳/۰۹/۱۹
۰۳:۲۵ 
ويرايش حذف
نازگل  ما از او هستيم و به سوی او برميگرديم همه ما فروغ جون رفتنی هستيم. پس غصه نخور دير و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.  ۱۳۸۳/۰۹/۱۷
۲۰:۲۱ 
ويرايش حذف
ايليا سنجابی کرمانشاهی  سلام مهربون...هم بگو تو هم تو بشنو همو تو باش...ما همه لايشيم با چندين تلاش...يا علی بگو  ۱۳۸۳/۰۹/۱۷
۱۸:۰۹ 
ويرايش حذف
دنيا  روز خدا حافظی يادت مي ايد... بتو گفتم: خدا حا فظی دروغ است... جدايی دروغ است... اما تو زمانی بود...ياد گرفته بودی... دروغ هايت را هم عاشقانه بگويی... انروز که زمزمه جدايی را سر کردی... من ياد گرفتم که دروغهايت را بايد باور کنم... (دنيا)........تقديم به تو يگانه ترينم.  ۱۳۸۳/۰۹/۱۷
۰۴:۲۴ 
ويرايش حذف
دنيا  سلام.يگانه ترينم....نميدونم ...!!!چرا دروغ؟؟؟ ایا ادم میتونه به خودش هم دروغ بگه......... با دروغ تا کجا میشه رفت!!!!!!!!!!   ۱۳۸۳/۰۹/۱۷
۰۴:۰۴ 
ويرايش حذف
خودمم  تو رو خدا بهرام بيا و نشناس اين همه حرف زدم تازه فكر مي كني خيلي باهوشي پسر!!! من دارم تو اينجا هوار مي زنم تو نشناسي جاي تعجب داره ولاه!!!   ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۲۳:۵۸ 
ويرايش حذف

من گذشته من  يگانه جونم پرشين اينجورکه من فهمديم به اين زودی هادرست نميشه پس من در بلاکاسکی وتوهم اينجارا براهبنداز موفقباشی به هومنهم گفتم که لینکرابگذاره امیدوارم با مشغله زیادی کهداره فراموشنکردهباشه موفقباشی گلم فریانراهم ببوس   ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۲۲:۱۵ 
ويرايش حذف
من گذشته من  سلام خواهرخوبم خوب کاری کرد ياينجا اومدی خيلی عاليه شرمنده بهت سر نزدم گلم دروغ گفتن برا يهمه عاد يشده فراموشکردن که دروغ گفتن از گناهان کبيره است موفقباشی شرمنده تا اين را يادبگيرم ادرسش يکم طول ميکشه ميام بازم خودت ميدونی  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۲۲:۱۲ 
ويرايش حذف
baran  salam salam 100 ta salam khub yeganeh jan khush halam az inkeh nemitunieh bikar bemonieh hamash dar pieh shad wa khush hal kardan digaranieh .hich waght nemisheh behtarien nazaro dad .chon ageh begam alieh bazam kameh khush bashie wa movafagh  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۱۷:۴۸ 
ويرايش حذف
همسفر مهتاب  شاد بودن هنر است . شاد کردن هنری والا تر. گر به شادی تو دلهای دگر گردد شاد. زندگی صحنه يکتای هنرمندی ماست. هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود . صحنه پيوسته بجاست. خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد****** نرگس  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۱۶:۴۴ 
ويرايش حذف
بهرام  سلام مهربون...ميدونم ومی شناسمت اگه با يکی رفاقت کنی تا اخرش هستی وقتی خودش ميگه ببخشم تو ببخش فقط خاطره اين کارش هميشه تو دل ادم ميمونه...و ياد ميگيره که تو زندگی ...عشق ...رفاقت روراست باشه ...ديدی فروغی چقدر باهوشم ...داری ميخندی خيلی خری  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۱۶:۴۳ 
ويرايش حذف
همسفر مهتاب  يگانه عزيز و گلم . وبلاگ جديد مبارک باشه.حرفهای قشنگت رو خندم. گيج شدم خانمی. چيز زيادی نفهميدم. اما با حرفهای قسمت آخرت موافقم.با شادی موافقم. با خنده موافقم . ما ميتونيم با شادی خود ديگران رو شاد کنيم. محيطی شاد و مفرح بوجود بيارم. به شرطی که هنر خنديدن و خنداندن را بلد باشيم.اميدوارم تو گل مهربون هميشه شاد باشی و با پرتو و جودت قلب دوستان خوبت را هم شاد کنی- فدای تو - نرگس  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۱۶:۳۹ 
ويرايش حذف
ahad  سلام.هميشه گفتن زبان بی باک سر سبز دهد بر باد.بعضی جاها دروغ خوب که چی بگم.لازمه.حرفای زيادی دارم ولی اينجا جاش نيس  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۱۳:۱۵ 
ويرايش حذف
خودمم  يگانه شايد حالا قبول کنی که غصه اون بيشتر از اونی بود که تا حالا براش اشک ريختی يگانه اگه خوب فکر کنی می بينی غمش سنگينتر از اونی بود که تو می دونستی غمش به سنگينی همه کوهها بود و حالا بی صبرانه منتظر ديدنت و شنيدن صدای آرامبخشت که ديروز چقدر زيبا بود برام اوش اون لحظه شايد از زيباترين لحظات زندگيش يگانه بيقرار شبهای بی قراريمان هستم و خنده های واقعا بی ريايی که تو باعث شدی از دلم بيرون بيا. اين روزها و شبها بی تو جهنم بود و با تو بهشت تو بهترين کاری رو که می تونستی کردی ومن هميشه ممنون و مديونتم قربونت برم يگانه جونم  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۱۳:۱۴ 
ويرايش حذف
خاطره  يگااااااااااااااااااااااانه يگانه خوبم يگانه عزيزم با دل مهربونت ببخش و درکش کن. خودتو بذار جاش و ببين تو بودی چه می کردی. يگانه از ته دلت ببخش و دستشو که با تمنا به طرفت دراز کرده قبول کن. دستش سرد و يخ زدس و به دستای گرم تو نياز داره. يگانه تو همونی رو که دوست داری باور کن اونم همونو قبول می کنه هر چی تو بخوای قبول می کنه. يگانه عشق آدمو به خيلی کارا وادار ميکنه تو پشت پردش رو دیدی سناریو رو خوندی حالا بيا روی صحنه بياو از نزديک ببين بشنو لمس کن. يگانه خوب و عزيز بيشتر از هر کسی دوست دارم.  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۱۳:۰۵ 
ويرايش حذف
علی  سلام میدونی دوست خوبه ولی باید در انتخاب دوست کمی حساسیت به خرج بدی و به عبارتی قبل از این که خراب دوست بشی و ندیده باورش کنی و به قول خودت تجسمی از اون تو افکارت داشته باشی که بعد ها بفهمی اونی نیست که فکرشو میکردی خوب طبیعیه که ضربه میخوری من که همیشه میگم دوست داشتن شاید دل بستن هرگز.....  ۱۳۸۳/۰۹/۱۶
۰۸:۵۹ 
ويرايش حذف

<<      ۱   ۲      >>