سلام .

باز هم یه پنجشنبه دیگه اومد .

خیلی از اینکه صمیمانه منو یاری میکنید . خوشحالم . توی این چند روز خیلی آروم شدم . همه کارم شده که بشینم بشمارم ببینم چند تا صلوات براش جمع شده . . نمیدونی آخر شبها که میام به وبلاگ سر میزنم و میبینم که دوستام چه غریبه و چه آشنا چه قدر با صفا هستن و دارند همه جوره منو کمک میکنند  چه حس قشنگی دارم . امیدوارم . از این صلواتهایی که براش با هم براش میفرستیم / نوری باشه براش که منو هم از دعای خیرش فراموش نکنه .

این چند وقته خیلی خودمو باختم . نیایی بازم نصیحتم کنی . به خداوندی خدا هر کدومتون جای من بودید . از فشار  عصبی راهی تیمارستان میشدید . ولی چه کنم که خدا به روی زیادی داده . انگار راست میگن خدا مصیبت بده صبرش هم میده . ولی همش . میگم . چه طور میشه یه جوون ۲۳ ساله ( حسن نظری )  سکته مغزی بکنه و راحت بشه. ولی من با اینهمه . مشکلات هنوز اینجا نشستم و خودمو مرور میکنم .

دوستی میگفت . برو بالای مشکلات باییست و از بالا به مشکلات نیگاه کن . اونوقت ریز میبینیشون . کجایی که ببینی . من هر چی بالا تر میرم . مشکلات هم با من میاد بالا . خودمو نباختم . هنوز دارم . مبارزه میکنم . ولی حس بدی دارم . ۳۲ سال زندگیمو  خیلی مفت باختمممممممممممم باورت میشه؟. همه جوره باختم . از شوهر . زندگی و بچه و دوست . فامیل . شغل . روابط دوستانه . همه و همه . رو مفت باختم . میدونم . مقصر خودمم ولی خدا خواست که اینجوری بشه من مطمعنم .ناراحت نیستم . غصه نمیخورم . گریه هم نمیکنم . ولی مطمعنم . یه روز میایی اینجا و میبینی که  دیگه فروغ که هی همه سعی کردن . از نت و فامیل پاکش کنن . از زندگی پاک شده . تیروییدم . مشکلش حاد شده . خیلی اذیتم میکنه . خیلی خوشحالم . وقتی میبینم روز به روز ورمش بیشتر میشه و بزرگتر میشه خوشحالم . چون بالاخره دعاهامو داره جواب میده . دکتر نمیرم . از دکترا خوشم نمیاد . وقتی فهمیدم دردم چیه . واسه چی برم دنبال درمون . اینجوری وقتی روز به روز  رو به نیستی بری حالش بیشتره . دارم دیگه میشمارم . که زودتر این ثانیه ها تموم  بشن .

من اومدم که توی ایران بمونم . ولی نزاشتن . حسودای دور و برم نزاشتن . نزاشتن راحت زندگیمو کنم . آخه . چی میشد . کاری به کارم نداشت هیچکس . و تنها میموندم  و الان توی ایران بودم . آخه خدا . برات سخت بود؟دلخوشی ایران من رفتن به بهشت زهرا و خوندن اس ام اس های دوستام بود . نه چیز دیگه . اینم . بخیلی داشت؟ مگه نه اینکه هر کس خدایی داره . پس خدای من کوششششششش . اون خدایی که همه حرفای آدمو گوش میده . کوش؟

دوستی میگفت از شرایط  اونجا بنویس فروغ .

میگم چشم / از چیش بنویسم . از اینکه وقتی چشممو باز میکنم . از پنجره که بیرون رو میبینم . همه جا مه هست . به خاطر بارندگی زیاد . آب دریا . هم بخار میشه . بیچاره بخارها گیج شدن و مثل من سرگردون شدن . نمیدوننن برن توی آسمون یا برگردن سر جاشون .

دوست داری بنویسم اینقدر قانون اینجا مسخره هست که کسی راحت میتونه . تو رو از همه حق و حقوقت   بندازه . حتی از اینکه مادر بچه خودت باشی . داری توی خونه و زندگیت . زندگی میکنی و میبینی . ای دل غافل شوهرت رفته یکسال پیش . به دولت گفته که زن من . قهر کرده و رفته و من با بچم تنها زندگی میکنم . دولت هم میگه . خاک بر سر همچین مادری که بچه ۴ سالشو ول کرده و رفته . هیچ مزایا  دولتی به این زن خکبرسر تعلق نمیگیره و در عوض دو برابر به این پدر فداکار  میدیم که این جور دلسوزانه داره از زندگی و بچش مراقبت میکنه . زنه میخواد  با شوهر و زندگیش کنار بیاد و زندگی کنه اما  نباید کسی بدونه که  اون زن توی اون خونه هست . حق نداره با دوستی رفت و آمد کنه . حق نداره  از دولت کمکی داشته باشه . باید . بشینه توی خونه اگه خواست بره سر کار خصوصی . نه دولتی . چون این زن بی وفا و روسپی شوهرشو که اونو آورده به این مملکت ول کرده و رفته . بچشو که  به دنیا آورده ول کرده و رفته . بهش خونه نمیدن . چون تنهاست . فکر نکنی این زن من هستم . نه من نیستم

برات بگم که . اگه بخوای زن زندگی باشی باید از شوهرت محبت گدایی کنی؟

برات بگم که  زنی رو میشناسم . که حدود ۸ سال هست که ازدواج کرده ولی . حتی یه بار با شوهرش پارک نرفته . سینما نرفته . از چی بنویسه این زن برات . وقتی مثل تو توی کتابها خونده و مثل تو عکساشو دیده ؟؟؟؟

مامانم . مریضه و ۱۰ روز توی بیمارستان بوده منه سگپدر نمیدونستم . همش فکر میکردم چون خونشونو عوض کردن سرشون گرمه و منو فراموش کردن .براش دعا کنید . شما دلتون پاکتره . خدای شما . شنواتره . به خداتون بگید که به خدای من بگه مامان منو لااقل برام نگه داره . هیچ کسی دیگه ندارم . وقتی میگم . هیچ کس دوروغ میگم . یه عالمه دوست خوب دارم مثل تو /

توی ایمیل و کامنت و یاهو /. خواهش میکنم . اینقدر حرفای عاشقونه صد من یه غاز نفرستین . اولا که نمیخونمشون . و پاک میکنم . بعد هم از عاشقی و عاشق شدن بیزار شدم . همش میگی من میتونم . دوست خوب تو باشم . ولی بدون که دوست خوب وجود نداره . و با همه دوستام دوستام . ولی هیچ وقت . هیچ وقتتتتتتتتتتتتتتت هیچ وقت دیگه با کسی صمیمی نمیشم . محاله به کسی بگم ...... دوستت دارم .....  وازه قشنگی بود . ولی دیگه برام کاربری نداره . چون هر چی میگردم توی خودم . هیچ کسی رو دوست ندارم . حتی پسرمو . حتی پسرموووووووووووووووو هیچ کس پس فکر نکن  / اگه از بدبختیام اینجا مینویسم وااااسه اینکه تو باهام دوست بشی . اول و آخر همه عشق و دوست داشتنتونم دیدم .  همه دوستامو به یاد دارم و خاطره دارم باهاشون . من هیچ کسی رو فراموش نمیکنم . یکی بهم میگفت مرده پرستی . ولی به خدا من هوای زنده هارم دارم . به همه هم صابت کردم . ولی داغ رضا خیلی سخت بود . سخت . درست مثل کبریتی بود که انبار باروت من خورد !

اینروزا . با خنده غریبه . آهنگهای رضا صادقی فاز میده . خیلی قشنگ . همه روزم .  توی تخت میخوابم و گوش میدم . و یاهو رو نیگا میکنم که چطور این آدما میان و میرن و گذری یه سلامی پرت میکنن این طرف . ولی حس جواب ندارم . بیشتر دوستدارم . فیلم ایرانی ببینم و متن بخونم . فقط فیلمهای گلزار رو . ( فعلا گیر دادم به این سه تا )  رضاگلزار و حسام  صفوی. رضا صادقی و کمی  که نه خیلی شهریار ::: دلم به دیدنت خوشه . دلم به بودنت خوشه ........

عشق آتشی است که نمی دانی قلبت را گرم می کند

 يا خانه ات را می سوزاند...

                                           یاد  یاران سفر کرده بخیر

 

 

فقط خواهش / نه چيزي ديگه .............. هر كسي هر تعدادي كه ميتونه  صلوات هديه بكنه براي رضا حتي اگه شده 1 دونه ... بهم بگه . برام بنويسه ميخوام براش جمع كنم . همه رو / كه يه روزي  برسونم  بهش  ...............هدیه های رضای عزیزم هم اینجاست

                                         http://www.forogh.parsiblog.com/

http://www.forogh.parsiblog.com/