بخدا . خیلی .  بی معرقت شدن این دوستای  من
من گفتم همه اونهایی که  نیومدن  بخونن  آب دیت قبلی رو . و نظر  نزاشتن رو از یاهوم دلیت و ایگنور میکنم و همینکارم میکنم . به چه دردی میخوره . مسنجری که ۳۰۰  تا اد لیست داره . اونوقت . زورشون  میاد بیان ./ نوشته آدمو بخونن و چیزی برای آدم بنویسن و فقط هی میگن .  کجایی دلمون تنگ شد . وب بده . گور بابای وب کردم و همه  سیمهاشو انداختم  دور . وب تعطیل .  چت هم  که بیکار نیستم .  میمونه . یه خداحافظی که  بگی و خوشحالم کنی . یا علی.....................

اما . اون دوستایی که اومدن .

همیشه دوستتون دارم / توی بدترین شرایطم  تنهام نمیزارید  میخوام بگم . دوستت دارم .

این  متنو تقدیم میکنم به تو  عزیزم

 

بارون magnify
قدر باروني كه الان از پشت پنجره اتاقت , تو رو به يك رقص نفسگير دعوت ميكنه بدون . شايد روزي برسه كه اسير كوير بشي و در حسرت يك قطرش , چشم به آسمون بدوزي

چترتو ببند , دونه هاي بارونو بگير و عروج كن

اگه تا حالا با ديدن پرنده ها هواي پرواز به سرت ميزد , بيا و از اين به بعد با ديدن سقوط بارون به صعود فكركن
اين بارون ِ كه بوي آسمون روميده , بوي خدا و پرنده بوي خاك , بوي مادّيت .
ابر , آسمان : ابتداي راه بارون و غايت پرواز پرنده هاست
اينكه توسراشيبي بارون صعود كني با ارزش تر از اينه كه پاي پرندرو بگيري و راه آسمون بگيري

چترتو ببند , چشماتو ببند و دستهاتو باز كن , بارون رو در آغوش بگير و گرمي قطره هاشو تو سرماي زمستون حس كن
چترتو ببند و فقط به بهانه رقص با بارون اطاق گرمت رو ترك كن, تا گرميشو حس كني
برقص تا گرم بشي و سرماي زمستون رو حس نكني
با خود زمستون برقص , با برفش با بارونش , با دونه هاش , با قطره هاش
من هم میشینم و نیگات میکنم .
من  عادت کردم به دیدن شادی دوستانم و خوشبختی دیگران
امیدوارم که بالاخره یه روز یهم   منم به آغوش  خوشبختی حواهم رفت
و آنجا  راحتر از  همیشه خواهم  خوابید

راستی . وبلاگ (( به یاد رضا )) به  همت  منصور عزیز   قالبش عوض شد
دوست داشتی سر بزن