دلم خيلی ميسوزه وقتی با عزيزام حرف ميزنم . وقتی ميبينم همشون از بی مهری 

يار گوشه عزلت اجاره کردن . واقعا ميگم  پيش خودم :

اخه خدا چرا به ناله اين جوونا گوش نميدی ؟

اخه چرا .مگه نه اينکه خدا عادلی . پس عدالت کجاست؟

از طرف ديگه .....

ميبينم . ميخوانم  ۸۰٪ازدواجهايی که با عاشقی قبل از ازدواج شروع شده .منجر به کلمه منحوس ط.... شده

که طبق امار خودم ۹۹٪ اينجورن . حقيقت تلخه . ما هم ادميزاد .

گريزون از حقيقت..........

اما مگه ما چند سال زندگی ميکنيم که اينهمه هم غصه بخوريم

بابا دمی که در انيم غنيمت بشماريم

ولی به تجربه بهم  ثابت شده که بايد همه ما اين  تيکه ادبی زيبا را جلوي چشممون بزاريمو هر از گاهی تکرا رش کنيم

اونی که خيلی خيلی دوسش داری . ازادش بزار

هر چی به طرفش بری اون فاصله ميگيره . درست مثل سايه

و اينکه

اونی که خواست بره بزار بره

رفتنی .بايد زودتر بره.

دلم اتيش ميگيره که اينجا ميشینم شاهد اب شدن مثل شمع تو هستم

ما هم اين روزا رو داشتيم .

تلفن . .. شب بيداری . هق هق گريه  . دعوا . التماس . بمون نرو...........

ولی اخرش . اخرش چی ؟

اگه اشتباه ميگم  نظر بده