چرا وقتی ازت ناامید میشم
چرا وقتی به نبودنت علدت میکنم
چرا وقتی اشکامو باز میریزم به باد ایام
چرا وقتی همه حرفام با خودمه و کسی نیست جوابش بده
چرا وقتی از دنیان ناامید میشم
چرا وقتی از اومدنت دست میشورم
چرا وقتی میخام دغتر خاطرات رو ببندم
چرا
چرا
اون لحظه یه نشونی از خودت میدی
چرا ؟
چرا هستی و من نمیبینمت؟
چرا میدونم هستی و اما عادت نمیکنم به این بودنت
نمیدونم
چرا همیشه توی تاریکترین روزام زمزمه های توست که روزامو روشن میکنه
چرا؟
چرا فکر میکنم زندگی اینه؟
چرا به این بودن عادت کردم

میدونم نمیای

میدونم تنهام گذاشتی به خاطر  خستگی

میدونم تولد نو خودتو>  خیلی زود ازم خاموش کردی

دیگه نمیدونم برم یا بمونم

 
سحته با رویا بودن
اما من با محال هستم و زندگی میکنم

                                           فروغ تو

 >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>آتش عشق