سلام به آفتاب مهربونی

سلام به عشق

سلام به شقايقها

يکشنبه اومد و من هم به روز شدم .

حرف برای گفتن زياد دارم ولی نميدونم چرا لال شدم . يه دلم شادم ولی صدتا دل غمگين دارم . .... ..

از حرف شنيدن تو زندگی خسته شدم . از خودم بيزار شدم . از بيهودگی تو دنيام حالم به هم ميخوره 

وقتی ميگم آقايون اينجورن اونجورن .ميای بهم ميگی . وا.... هيچم اينطور نيست ولی والا بااله از اين مردها بد ذات تر خودشونن . (مردهای دسته دوم )

فقط يه نصيحت ميکنم امروز و بعدش ديگه هيچ:

هيچ وقت تو زندگی نزاريد لباس مردی ۲ تا بشه . اولی رو خودت پاره کن . دومی رو براش بخر .

اين که ميگم نه اينکه قصد بدی داشته باشم به اين موجودات !!!.نه!!! . فقط اينکه حواست جمع باشه که .... اظافه کردن توی زندگی رو به پای کدبانوی خونش نميزاره . به حساب لياقت نداشته خودش ميزاره .

بقيه اش هم بيخيال چون نميخوام زياد بنويسم .

خوندن متن زير هم خالی از لطف نيست

 

خصوصيات آقا پسرها از 14 تا 28 سالگي

سن 14 سالگي: تازه توي اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! تازه اول بدبختيهاست

سن 15 سالگي: ياد مي گيرن كه توي خيابون به مردم نگاه كنن ! ... از قيافه خودشون بدشون مياد

سن 16 سالگي: توي اين سن اصولا“ راه نميرن ، تكنو مي زنن ! ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ! ... با راكت تنيس هم گيتار مي زنن

سن 17 سالگي: يه كمي مثلا بزرگ ميشن ! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند مي خونن

سن 18 سالگي: هر كي رو مي بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن! ... آخ آخ! آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه

سن 19 سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابي گوش ميدن

سن 20 سالگي: از همه شون رو دست مي خورن! ... ستار گوش ميدن كه نفهمن چي شده

سن 21 سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن! مثلا باصطلاح عاقل ميشن

سن 22 سالگي: نه! مي فهمن كه زندگي همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن

سن 23 سالگي: يكي رو پيدا مي كنن! اما مرموز ميشن! ديدشون عوض ميشه

سن 24 سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت

سن 25 سالگي: عشق سيخي چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست

سن 26 سالگي: اين يكي ديگه همونيه كه همه عمر مي خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم!؟

سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش!

سن 28 سالگي: كاش قلم پام مي شكست و خواستگاري تو نميومدم

....................................سن ۳۸ سالگی :نه خودتو ميخواد نه پسرتو

واما برای دلخوشی بعضی از آقايون. اين مطلب را به آپ ديتم اضافه ميکنم

تا بدونيد نيت من فقط نشوندن لبخند هست به لبهای شما(آقا حميد)

خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...........

 سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!................

 سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)..............

 سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!............

 سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)............

سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!...............

 سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!............

سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!...........

 سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!................

سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!).............

 سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!...........

 سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!.............

سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!.............

 سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!.................

 سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!..............

 سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی

و واقعا کاش پاش ميشکست و خواستگاری نميومد !نه!؟؟؟؟؟؟؟؟

عاقبت يار مرا از رو برد

اولش عشق نهان ميکردم

آخر از سوختن دل بو برد

امشب ای ماه . به اين سوی چراغ

گريه. چشمان مرا از بين برد

اميدوارم گل لبخند هميشه رو لبانتون شکوفا باشه .

          فدای مهربونيات 

انتخابات هم همچنان نه!