فاتح شدم

خودم را به ثبت رساندم

خود را به نامی . در يک شناسنامه مزين کردم

و هستی ام  به يک شماره مشخص شد

زنده بادخودم صادره از بخش ۵ ساکن تهران

ديگر خيالم  از هر سو راحت است

***********

سلام .

اين سلامم کلی با سلامای ديگم فرق داره .

الان ديگه نزديک . نزديک هستم و ديگه از جای دور و غريب سلامت نميکنم

و بعد هم که .................

اينقدر شادم  که از خوشحالی تو جلد خودم نيستم . . اصلا نميدونم چی بگم

ولی اينو ميدونم همون جوری که توی غمهام دوست خوبی داشتم مثل تو .

الان . و امروز هم  توی خوشحاليم تو رو سهيم کردم

وااااای که با يه دنيا انرژی نشستم و مينويسم برات که تو هم بدونی

واااااااااااااااقعا خوشبختترين موجود خدا اگه نباشم . يکی از اونها هستم

کاش ديروز هر روز بود

کاش اون لحظه که صدات ميکردم .

کاش اون موقع که نيگات ميکردم

کاش اون موقع  که کنارت بودم . ....

 ميتونستم همه ساعتهای دنيا رو از کار  بندازم

کاش ميشد . ديروز  رو (۱۹ ارديبهشت ) طولانی ترين  روز خدا روز خدا کرد

کاش باز هم خوشی های زندگی تکرار بشن

شايد بعد از ۱۰ سال . خوشترين سالگرد تولدم رو داشتم

آذی عزيزم . از همين جا بازم ميگم . مرسی ...مرسی که اينقد خوبی

با تشکر از مهناز عزيزم . و بامهربونياش شرمنده دارم ميشم

ای خدا مرسی که قشنگترين روزا رو داری ميزاری.....

تا اونجا که بتونم کامنتهای  وبلاگمو جواب ميدم

هر چند که توی ياهو حک شدم .

 ولی مهم نيست چون حوصله چت کردن رو نداشتم

دستش هم درد نکنه

در آخر تولدم هم مبارکم باشه

فدای تو