بدون شرح

از سرتاسر دنيا نماينده فعال میپذيرند ..عجب اختراعی کردن اين ژاپنيها

*************************

سلام . به همه شما همراهان دنيای عاشقونه خودم

من روز خويش را ...با آفتاب روي تو ، كز مشرق خيال دميده است آغاز مي كنم ...

من با تو مي نويسم من با تو راه مي روم و حرف مي زنم ...

وز شوق اين محال كه دستم به دست توست !!

من ، جاي راه رفتن پرواز مي كنم ...

آن لحظه ها كه مات در انزواي خويش يا در ميان جمع خاموش مي نشينم ...

موسيقي نگاه تو را گوش مي كنم

سفر به کجا ميبرد انديشه ات را به دور دستهای انتظار ..!

کجا نشان رسيدن ناتمام خواهد ماند ؟!

 کجاست سوی رسيدن از اعماق رفتن هايی اينچنين بی باز گشت ..!

*********************************************

خواستم اول از همه جواب چند تا از دوستای خوبم که متن قبلی منو با دقت خوندن و برام کامنت گذاشتن رو همين جا بگم

نويسنده: کمند

دوشنبه، 6 مهر 1383، ساعت 19:51

سلام يگانه جونم ۰۰اينجا چقدر رومانتيک شده و شاعرانه ۰۰ من که دارم حض ميکنم ۰۰ والله نوشته رو خوندم ۰۰تا حالا پس بدتر از اينهاشو نديدی نازنينم ۰۰ش ده که بيخود بزنی از خونه بی انکه بدونی چه مسيری رو يمری ۰۰ و هی مرتب در عالم خودت غرق باشی و اشکت روان باشه و بعد گُم هم بشی ۰۰ و راه برگشت رو پيدا نکنی و ندونی چی ترو کشونده به اينجاها ۰۰ اينقدرهاشو ديديم خانمی ۰۰ بيادتم ۰۰اينجا هم خيلی ناز شده ۰

E-mail:  mahbanow@hotmail.com

URL:  mahbanow.persianblog.ir

کمند جونم ميدونم خانمی .و ميدونم که چطور غربت وقتی دستای خشنشو

 ميندازه رو گلوی آدم به هر سويی که هدايت کنه ميريم ولی چه بايد کرد؟

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

نويسنده: daryush

چهارشنبه، 8 مهر 1383، ساعت 14:41

گناهش اينه که فک ميکنه تا آخر عمرش بايد با اون زندگی کنه و اگه ازش جداشه بد بخت ميشه و فک ميکنه که تنها اونه که ميتونه خوشبختش کنه در صورتی که اينطور نيست . گناهش اينه که به خودش و خدای خودش ايمان نداره و خودشو ضعيف ميدونه

E-mail:  daryush_shab@yahoo.com

URL:  shabshekan7.persianblog.ir

داريوش جان پس تکليف بچه اون زن چی ميشه؟به خدا ايمان داره ولی؟؟؟؟؟؟؟

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

نويسنده: آسمان

جمعه، 10 مهر 1383، ساعت 16:48

سلام سلام.اولاً عيدت خيلی مبارک.دوماً قالبت مبارک خيلی قشنگتر از قبليه شده.سوماًتولد نسيم مبارک.چهارماً غلط کرده اون مردک بی همه چيز.من جای اون زن بودم يه ثانيه هم با يه همچين آشغالی زندگی نميکردم.مرگ بهتر از اين زندگيه نازنينم.بعدشم اينکه دلم خيلی برات تنگ شده.مگه با من قهری که پيشم نميايی؟دوستت دارم.فريان رو ببوس.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  وارد نشده است

آسمون عزيزم . همين تصميم فکر ميکنه برای فردا روزی که بچه اون زن بپرسه بابام کو؟براش بسه؟جوابشو چی بده؟بگه چرا از پدرت جدا شدم؟

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

نويسنده: نادو

شنبه، 11 مهر 1383، ساعت 2:57

يگانه عزيز ؛ هنوز هم نمی دونم چی بنويسم . هزار حرف و سوال نگفته اين وسط هست که آدم رو از قضاوت می ترسونه ؛ و هزار درد و دريغ برای زندگيی که اينجور بر باد می ره ... و اون زن مسلما به تنها چيزی که احتياج نداره ترحمه ... به نسيم عزيز سر خواهم زد . منتظر ديدارت

E-mail:  وارد نشده است

URL:  nadoo.persianblog.ir

دقيقا درست گفتی نادو جان . که يکطرفه نميشه قضاوت کرد . خيلی اين حرفت به دلم نشست .معلومه که انسان با منطقی هستی

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

نويسنده: zorba

شنبه، 11 مهر 1383، ساعت 14:49

سلام يگانه عزيز و شرمنده اگه قصوری از طرف بنده شده..در مورد نوشته ات هم نميتونم نظر خاصی بدم.. راستش هر کسی بنا به شرايط و امکاناتی که داره ميتونه نظر بده و متاسفانه هيچ کدوممون فکر نميکنم بتونيم کار موثری براشون انجام بديم.. اما يه چيز رو اصلا فراموش نميشه کرد.. اينکه اون زن هم به خاطر فرزندش مونده( البته اونجوری که از توی نوشته هاتون متوجه شدم) ..پس زياد هم نميشه به ارزوهای زمان ازدواج بسنده کرد و نظر داد...اميد که روزهای روشنتری رو فرا روی زندگی خودش ببينه... شاد و سرفراز باشی دوست عزيز.

E-mail:  وارد نشده است

URL:  shaly.persianblog.ir

زوربای مهربون . دوست جديد من . مرسی که با اين همه دقت کامنتمو خوندی . ممنون . و دقيقا الان نقطه وصل اين زندگی فرزندشونه .................

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

نويسنده: Hossein

پنجشنبه، 9 مهر 1383، ساعت 13:54

:((salam va arze khaste nabashid khedmatetoon daram,bayad begam be khoda in zane tanha ye doost dare ke bahash dardo del kon ya sofreye delesho baz kone va onam kasi joz shakhse shoma nist vali maaaaaaaan chikar konam ke haminam nadaram :((omidvaram khoda komakesh kone va toye ghobare zendegi be zolaliye kamel berese dar akaharam omidvaram movafagho moayad bashin be khodaye manan misparametoon bye

E-mail:  hkhoroos@yahoo.com

URL:  www.hkhoroos.persianblog.ir

حسين جان با کمال ميلم . مثل يه خواهر بزرگتر روم حساب کن . داداشی ...غمهاتو بيا با هم شريک بشيم و شاديهاتو بزار برای خودت ...................

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

نسيم جون . مهربونم ميدوستمت

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

هميــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن از ۴۵ تا کامنتی که من داشتم فقط ۷ تا معلومه که دقيق نوشته هامو خوندن . . همه دوستام لطف دارند ولی کم .....بقيه نوشته ها بود که قالبت قشنگه.ازت خبری نيست......................................

امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا جواب مــــــــــــــــــــــــــــــن به اين زن!

عزيزم . توی اين دنيايی که ما زندگی ميکنيم هر کسی داره به دردی از پا در مياد . يا بيماری....مرد بد.........زن بد..........فرزند ناخلف..............پدر بد...........مادر سخت گير.............دوستای شرور.....................من نظرم اينه که زندگی کردن با آدمی که ۱۰۰ در ۱۰۰ بهترين باشه  امکان نداره .چون نيست.......بالاخره ما هم در وجود خودمون يه سری نقايص داريم .............از طرفی زندگی با مردی و يا زنی که خوب و بهترين هست مهم نيست ..و آسونه .......اونی کار مهم توی زندگيش کرده که با بدترين بتونه بسازه و درستش کنه ............بهر حال پدر بچته و اين مشکلو تو به وجود آوردی . پس محکم باش و با درايتی که ميدونم داری زندگيتو حفظ کن ...توی زندگی اونی که بتونه سنگ زيرين آسيا باشه مهمه واله زندگی کردن با آدم خوب رو هر کسی بلده . ولی با يه ناخلف سر کردن هنر ميخواد ...................................

***********************************

چراغي بيفروز ***

 كه گم گشته ام من***

در اين راه بي انتهايي ***

كه از ابتدايش ترا جسته بودم ***

به پايي كه در آن نمانده تواني ***

 به چشمي كه در آن نمانده نگاهي ***

به جاني كه از تن سفر كرده بي تو***

 قسم خورده ام با تو باشم***

 و گر نه بميرم ***

 تو آن ساحل صبح بودي ***

پر از بوي پرواز مرغان عاشق ***

 من آن زورق مانده بر شن ***

دلم جز تو حرفي نمي زد***

 لبم جز تو رازي نمي گفت***

 به دريا زدم دل ***

 در آن شام سرخي ***

 كه نام تو و من يكي شد***

 و يادت چو طوفان ***

دلم را ز جا كند***

 و تا ناكجا برد***

 شكستم *** شكستم *** شكستم ***

 رسيدم بر اين ساحل شب***

 به آخر رسيدم ***

 لب خيس موجي ***

 مرا بوسه اي زد به بدرود***

 ترا جستم و جز چراغي كه مي سوخت***

 در آن سوي درياي عشقت***

 نشاني نديدم *** نشاني نديدم ***

سخن هفته:

تو ممکنه برای دنيا يه نفر باشی ولی برای خيليها يه دنيايی

دوستدار همگی شما . و مخصوصا تـــــــــــــــــــــــــــــــــــو 

اگه بدونی چه بارون قشنگی مياد . منم دارم سی دی جديد قميشی رو گوش ميدم اشکای يخيمو پاک کن........................واااااااااااای