شب يلدا

yalda.jpg
مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.
خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم...
 بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد...
خسته شدم بس كه تنها دويدم...
 اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن...
 مي خواهم با تو گريه كنم ..
. خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم...
مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم
و شانه هايت را ببوسم...
خسته شدم بس كه تنها ايستادم
م
yalda_03.jpg
شب یلدا طولانی ترین شب فقط ۱ دقیقه
h17.jpg
h19.jpg
h1.jpg
shabeyalda.jpg
yalda.jpg
 
چشمهايم را مي بندم
و زير لب آرام آرام زمزمه مي كنم :
گل من !
زندگي ،‌بدون روزهاي بد نمي شود؛ بدون روزهاي اشك و درد و خشم و غم .
اما ،‌روزهاي بد ، همچون برگهاي پاييزي ،  شتابان فرو مي ريزند ، و در زير پاهاي تو، اگر بخواهي ، استخوان مي شكنند ،‌و درختْ استوار و مقاوم بر جاي مي ماند.
گل قشنگ من !
برگهاي پاييزي ، بي شك ، در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت ، سهمي از ياد نرفتني دارند ....
طعم حرفات هنوز شيرينه .
چه سخته با تو بودن و تنها موندن
چشمام رو مي بندم
سكوت مي كنم ....سكوت
و مزه شور قطرهاي بي تاب،دهان خشكم را به ضيافت مي خواند
چشمهايم هنوز بسته است
باور كن
4g7z97t.gif
 
Yalda.jpg
 
امشب ديگر برای تو می نويسم....
آری تو ، باز هم تو ، فقط تو...برای تو که آبی ترين ، آبی ها هستی ..کلامم تلخ است ، روزگار
و قلمم تلخ تر . هر چه در دفترم نوشتم مشق درد بود.اما نوبت تو که رسيد ، شيرين شيرين
شد.اصلا تو يک معمای هميشه تازه و شيرينی ، ناشناخته . دوست داشتنی ، مثل عشق ، مثل
درخت...پس خوشا به حال من که باز شب از تو و برای تو می نويسم...
 

390f668f31bae863bb9d9399629e4f73.jpg


 صنوبري که اشک هايم را ديد ،


 آينه اي که شکست و ستاره اي که تنها ماند ،


 شهادت مي دهند که به شوق بازگشت تو


 دل تنگم را جلا دادم و رنگين کمان مهر را


 در درونم شعله ور ساختم.


اي گل ياسم بازگرد ، که من از آسمان چيزي کم ندارم

 

5736.jpg

148305.jpg

pict0010.jpg



امروز پنج شنبه هم هست . یادمون نره که . دونه های انار دلشون به صلوات یا فاتحه ای  شاد کنیم .

warpstars.gif   
   
    یاد یاران سفر کرده بخیر
/ 22 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريسا در دريای خوشبختی

سلام فروغم...........جات خيلی خالی بود.....به نيت برو بچ يک نمازی تو حرم خوندم.....دعا کردم خدا تورو به راه راست هدايت کنه

پريسا در دريای خوشبختی

در ضمن همون ۲۸ ای ها هم اينجا چه هااااااااااااااااا نمی کنند...................رو نيست که تو داری!!! واقعا!!

پريسا در دريای خوشبختی

راستی.........اولين کامنتيه که دارم می ذارم برات........يعنی اولين جايی که اومدم امروز......يعنی که بفهمی چقدر دوستت دارم...............اينم يک هندوانه بزرگ که گذاشتم زير بغلت!

بابا عظيمی

"اندوه" تمامی اندوه من جنگلی است خشک که در آن پرندگان خونین بال نوای فغان سر داده‌اند. خوش تر از این برهوت را تو یقینا خواهی یافت اما چه بگویم که من به همین هم دل خوش کرده‌ام. (پرلاگرکویست)

بابا عظيمی

ساده بگويم نگاه زاده ي علاقه است. اگر دو چشم روشن عشق به تو نگاه كند، ديگر تو از آن خود نيستي. زمان مي گذرد ، زمانه نيز هم.. كودك ميشوي، جوان هستي و جواني نمي كني. مي گذري.. پير ميشوي .. مي ماني.. باز هم مثل هميشه در پي گمشده اي هستي كه با تو هست و نيست... باز در پي آن علاقه ي پنهان، آن نگاه هميشه تازه هستي.. باز آن دو چشم روشن عشق را در غبار بي امان زمان جستجو مي كني. غافل از آنكه او ديگر تكه اي از تو شده،سايه اي خوش بر دل تو گوشه گوشه ي اين دل خراب، سرشار از عطر نگاه توست.. عزيز دل.

بابا عظيمی

**** تقديم به فروغ جاودانه ساحل ارامش **** من همين يک نفس از جرعه ی جانم باقی است! آخرين جرعه ی اين جام تهی را تو بنوش !