عفونت استخوان

 

سلام

میشه یه نفر برم توضیح بده که عفونت استخوان درصد  مرگش برای کسی که دچارش میشه چه قدر ه؟

مامانم مریضه تو رو خدا براش دعا کنید 

خدا هیچ بچه ای رو مثل من از مامانش دور نکنه که دستم کوتاهه نمیتونم برم پیشش

خدااااااااااااااااااا منو پیش مرگ همه عزیزام کن... خدایا مامانمو کمک کن . 

من دلم برای دعوا های مامانم  تنگ شده

دلم برای اخماااش تنگ شده

دلم میخواد  بغلش کنم و دیگه  فکر کنم  ازش جدا نمیشم

دلم میخواد .....

دلم برای مامانم تنگ شده خداجونننننننم

آخر کلام

من

مامانمو

میخوام 

/ 25 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی شیراز

[خرخون][سبز][خنده][قهقهه]راستی اگه امکان داره ادرس وبلاگتو برام سند کن چون یادم میره خب خنگم ببخش[خرخون]

¸.•*´¨`*•.تنهاترین پرنده.•*´¨`*•.¸

من بس تنها به جهان آمده ام، اما نه چندان تنها تا هر ساعتی را تقدیس کنم. من بس ناچیز به جهان آمده ام، اما نه بدان خُردی تا در پیشگاهت چون شیئی باشم تاریک و هوشیار[درست چنان که هست] خواستم رامی خواهم و می خواهم خواستم را همراهی کنم به راه های کردار؛ و در دوران های سکوت و هرگونه تردیدی می خواهم هنگامی که چیزی نزدیک می شود در میان دانایان باشم یا تنها. می خواهم همواره تو را تمام رخ بازتابم نمی خواهم هرگز کور باشم یا که فرتوت تا تصویر سنگین و لرزانت را در خاطر نگه دارم می خواهم واشکوفم خمیده ماندن نمی خواهم، زیرا آنجا که خمیده ام، ناراست بوده ام می خواهم حِسََّم را در پیشگاهت بشناسم. می خواهم خود را وصف کنم چنان تصویری که دیدم، خوش آهنگ و دور، چنان کلمه ای که دریافتمش، چنان کوزه ی هر روزه ام، چنان سیمای مادرم، چنان کشتی یی، که از دل مرگزاترین توفان مرا به سفر بُرد000 راز پروازم با شب نقره ایی آپدیت شد000منتظرم

سهراب> مردي از اعماق درياها

خيلي ناراحت شدم فروغ عزيز اميدوارم كه زودتر شفا پيدا كنه و حالش خوب بشه. مادر تكيه و پناه هميشگيه آدمه. و آغوشش پناهي واسه فرار از زندگي دعا مي‌كنم و شايد دعام اثر كرد. خدا ميدونه و اگه نيازي بود خبرم كن.[ناراحت]

فائزه

وقتی تو نیستی نه هست های ما‚ چونان که بایدند ‚نبایدها مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم ‚باشد برای روزمبادا اما در صفحه های تقویم روزی بنام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز ‚ روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه میداند‚ شاید امروز نیز روز مبادا باشد وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند ‚نبایدها هر روز بی تو‚ روز مباداست آیینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند آیینه ها که دعوت دیدارند دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار دیوارهای صاف دیوارهای شیشه ای شفاف دیوارهای تو دیوارهای من دیوارهای فاصله بسیارند آه... دیوارهای تو همه آیینه اند آیینه های من همه دیوارند... [گل]

محمود

دعا كن دلم بوي باران بگيرد و اين درد جانسوز درمان بگيرد دعا كن دلم رنگ آيينه گردد و تنهايي از عشق پايان بگيرد چكاوك به يك گوشه اش لانه سازد شقايق ز شادابيش جان بگيرد دعا مي كنم تا كه روزي بيايد دعا كن سرم را به دامان بگيرد امیدوارم هر چه زودتر خداوند مادرتون رو شفا بده

من گذشته من

سلام برات میپرسم خبرت میکنم انشالله که خوب بشن